+ میدونی داداش . خوشال ترین آدم دنیا هم که باشی ، بازم یه وقت به خودت میای ، می بینی گوشه اتاق نشسّی ، لیوان چاییت تو دسِّت سردِ سرد شده و توام خیره شدی به رو به رو . اصا دنیا با غمه که جریان داره و میگذره . نه خداییش تو میتونی یه روزیو تصور کنی که حتی واسه یه چی کوچیک ناراحت نشده باشی ؟ نه دیه نمیتونی نوکرتم . زور نزن میگم نمیتونی . زورتو زدی ؟ دیدی نمیتونی ؟ همینه دیگه . برا همینه که میگم غمه که با دنیا جریان داره ...

- تو که گفتی دنیا با غم جریان داره که ؟!

+ ع توام شدی ملا لغتی حالا یه کاره ؟ جفتش یکیه دیه . اصا اگه دنیا نباشه ، مگه غمی هَ ؟ نی دیه . پ غم و غصه م با دنیا جریان داره و دنیام با غم ... هی عمو . تو فکری ؟! حواست هَ به حرفام ؟

- ...

+ آهای عزیزم . با شمام !

- ها ؟ آره آره ... داشتم گوش میدادم . می فرمودی .

+ خلاصه آره دیگه این زندگی بدمصّبم هی میفته تو این چاله چوله ها هی دهنمونو آسفالت میکنه . عینهو این ماشینه قراضه که هی میفته رو دست اندازا و چاله ها و کل محتویات معده و روده و دستگا گوارش و نگارش و همه دستگا مسگاها رو میریزه بهم ... هی مشتی حواست هست ؟ چیشده ؟ چرا غمبرک زدی . ع باو این آبا چیه ع گوشه چشات میاد ؟ مگ چی گفتم باو به دل نگیر مشتی ... من فقط گفتم دنیا بدجوری ...

- انقد دنیا دنیا نکن لامصب ...

 + [شوک زده و متفکر به روبرو خیره میشود]

- چقد میشه ؟! یه جا همینجاها پیادم کن دمت گرم...

[اشک هایش را از گونه هایش پاک می کند ، کرایه را می پردازد ، گلاب و گلش را برمیدارد و آرام به سمت دنیا گام برمیدارد . میرسد کنارش . نگاهش روی سنگ خیره میماند ... : جوان ناکام ، دنیا صادقی]

#دستنویس