من فردی مذهبی نیستم ، حتی به کلیسایی نیز وابسته نیستم و آوازها و سرودهای مذهبی را تنها به علت تأثیر روانی شان زیر لب زمزمه میکنم : آنها برای فراموش کردم دو درد که طبیعت در وجودم به ارث گذاشت به من کمک میکنند ؛ یعنی بیماری مالیخولیا و سردرد . از وقتی ماری (عشق سابق من) به فرقه ی کاتولیک ها پیوسته است (به سبب ازدواج او با تسوپفنر کاتولیک) ، شدت این دو درد و رنج هم افزایش یافته است ، طوری که حتی سرودها و مناجات های دسته جمعی کلیسا هم که تا به حال کمک حال من برای مبارزه با این دردها بودند ، دیگر مؤثر نیستند .

برای من تنها یک راه حل موقت مؤثر وجود دارد : الکل - یک راه علاج دائمی نیز می تواند وجود داشته باشد : ماری ؛ ماری مرا ترک کرده است .

دلقکی که به مشروب و الکل پناه ببرد ، خیلی سریع تر از یک شیروانی ساز مست سقوط خواهد کرد ...

[عقاید یک دلقک - هاینریش بُل]

#تیکهکتاب