همیشه آخر این جنگ کسی که مُرد ، من بودم !

قول می دهم دختردار نشوم .

قول می دهم باعث غصه خوردن دختر دیگری نشوم .

قول می دهم چشمان دختر دیگری را خیس نکنم .

قول می دهم نگذارم دختری ، نفسش بند بیاید که چرا دختر شد ...

قول می دهم باعث لعنت فرستادن دختری به خودش نشوم که چرا مادرم مرا پسر به دنیا نیاورد ...

قول می دهم ...

قول می دهم ...

قول می دهم ...











قول می دهم دختردار نشوم:)



+دخترا مظلومن:)

کم اذیتشون کنین ....

ممکنه بخندن جلوتون

ولی شباشون بارونیه:)

دخترا رو کم اذیت کنین ........

  • ۱
  • نظرات [ ۷ ]
    • بنفشک :)
    • سه شنبه ۱۱ مهر ۹۶

    عمو عباس ! بی تو قلب حرم میگره ...

    خیلی گران تمام شد این آب خواستن !










    ... یک مشک از قبیله ی ما یک عمو گرفت ...

  • ۲
  • نظرات [ ۰ ]
    • بنفشک :)
    • شنبه ۸ مهر ۹۶

    نیامد ...

    و از تمام روضه ها ،

    همین کافیست ؛






    ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ...

  • ۳
  • نظرات [ ۱ ]
    • بنفشک :)
    • جمعه ۷ مهر ۹۶

    سر خم می سلامت ، شکند اگر سبویی ...

    ما گمان می‌کردیم که تو اسماعیل هستی و عید قربان می آیی ...

    اما انگار وعده تمام سر بریده ها محرّم است ...

    +

    فکر نمیکردم بی گوشی بودن این عواقب رو داشته باشه ...

    که نفهمی ..

    که ندونی ..

    که بی خبر فقط دلشوره شو داشته باشی ..

    که امروز صبح بری مدرسه و یکی از دوستات برگرده بهت بگه «امروز نمیخواستم بیام مدرسه ، میخواستم برم مراسم تشییع شهید حججی ولی مامانم ...» و تو بقیه شو نشنوی .... و تو فقط تو شوک باشی .... و تو فقط بغض کنی ....

    نمیدونستم بی گوشی بودن باعث میشه ازت دور‌ بیفتم .. خیلی دور ..

    هیچوقت دوست نداشتم هیچ چیزی جلوی عقایدی که شاید خیلیا نفهمنش ولی واسه خودم یه دنیاس رو بگیره ... ولی گمونم درس داره این کارو میکنه ....

    من نمیدونم چیکار کردم که امروز جا موندم ازت ...

    من باید میومدم ...

    من باید ...................









  • ۲
  • نظرات [ ۱ ]
    • بنفشک :)
    • چهارشنبه ۵ مهر ۹۶

    آری دهد ؛ ولیک به خون جگر دهد ...

    گویند صبر کن که تو را صبر بَر دهد !
    آری دهد ولیک به عمر دگر دهد ... :)
    من عمر خویشتن به صبوری گذاشتم ؛
    عمری دگر بباید تا صبر بَر دهد ...



    هنوز با همه دردم امید درمانست

    که آخری بود آخر شبان یلدا را ...




  • ۲
  • نظرات [ ۰ ]
    • بنفشک :)
    • سه شنبه ۴ مهر ۹۶

    از تحمل که گذشتم ، به تحمل خوردم ...

    خواستم داااااااااد شوم ،

    گرچه لبم دوخته است ... :)

    خودمُ

    جدّمُ

    جدّ پدرم

    سوخته است ...

    +

    دلم تاب بازی میخواد:(

  • ۳
  • نظرات [ ۱ ]
    • بنفشک :)
    • يكشنبه ۲ مهر ۹۶

    اِنی وِر :))

    غبار غم برود 

    حال خوش شود :)


    We'll be half way to anywhere

    Where no one needs a reason ... :)

    #evanescence

  • ۳
  • نظرات [ ۰ ]
    • بنفشک :)
    • يكشنبه ۲۲ مرداد ۹۶

    آمدیم ، نبودید ، سرمان را انداختیم پایین آمدیم داخل .

    تیتر ، حکایت بعضی آدمهاست در ورود به خلوت شخصی ...

    می آیند ...

    درست وقتی می آیند که از خودمان فرار کرده ایم .

    و رفته ایم‌ در دوردست های خیالمان مرخصی .

    مرخصی از این حبس ابدی که همگی گرفتارش شدیم .

    مرخصی از حبس ابدی به نام «تن» ..

    همان «بعضی آدمها» که ذکر خیر!! شان بود ،

    درست وقتی می آیند که ما از دست خودمان فرااار کرده ایم به صد فرسنگ آن طرف تر .

    که ما خودمان را با دست خویش درون منجنیق انداختیم و پرتش کردیم کیلومتر ها دورتر از خودمان .

    آن بعضی ها آمدند .

    و دیدند ای امآن که فلان[فلانی] هست و خودش نیست .

    و قلبمان را به غنیمت برداشتند و بعد بی سر و صدا ......

    آه ؛ که خودم برگشت ، خسته از راه طولانی و تنهایی ...

    چیزی به او نگویید :)

    خیلی وقت است که با «قلبش» کاری ندارد و سراغی ازش ندارد . نمیفهمد نبودش را ...

    شاید هم .........


    #دستنویس


    [کلیک کنید]


    [کلیک کنید۲]


    +اول متن رو بخونین ، و بعد روی -»کلیک کنید«- ، کلیک کنید و عکس رو ببینین ، و بعد همینجور که متن و عکس رو تو ذهنتون مرور میکنین روی -»کلیک کنید ۲«- ، کلیک کنید و آهنگو گوش بدین:)


  • ۳
  • نظرات [ ۰ ]
    • بنفشک :)
    • شنبه ۱۴ مرداد ۹۶

    غایب و در تصوّری ...

    همیشه #میلنگه یه جای زندگیم

    الهی من بمیرم ، برای #زندگیم ...



    همین دیگه:)




  • ۲
  • نظرات [ ۱ ]
    • بنفشک :)
    • پنجشنبه ۵ مرداد ۹۶

    ستاره ای که کهکشان نداشت .

    شبی ...

    کدام شب ؟!

    شبی ستاره ای دهان گشود ...

    چه گفت ؟!

    ... نگفت . از لبش چکید ...

    سخن چکید ؟!

    سخن نه ، اشک ...

    ستاره می گریست .

    ستاره ی کدام کهکشان ؟!

    ستاره ای که کهکشان نداشت ...

    سپیده دم که خاک ،

    در انتظار روز خرم است ؛

    ستاره ای که در غم شبانه اش غروب کرد ؛

    نهفته در نگاه شبنم است ...

    ...

    #هـ.ا.سایه




    ایتس تایم تو #پیش_دانشگاهی. :):

  • ۱
  • نظرات [ ۱ ]
    • بنفشک :)
    • جمعه ۱۶ تیر ۹۶
    کوچه های بن بست
    مسیر خاطرات مُرده س ...
    +نظرات پست های وبلاگ باز شد :)
    +بی مخاطب می نویسم:)
    موضوعات